جمال الدين محمد الخوانساري

457

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : فرض كرده سلام را از براي ايمنى از مخاوف ، ومراد يا سنت كردن سلام است بنا بر آنچه مذكور شد كه « فرض » گاهى بر مستحبّ نيز اطلاق مىشود ، يا واجب گردانيدن جواب سلام است ، يا واجب گردانيدن سلام بر أهل خانه هر گاه داخل خانه شوند ، وبر هر تقدير آن از براي ايمنى از مخاوف است ، باعتبار اين كه از آن صلح وصفا ودوستى ظاهر مىشود واحتمال دشمنى وقصد إضرار زايل مىگردد ] والإمامة نظاما للأمّة . وفرض كرده امامت را از براي انتظام أحوال أمّت ، چه ظاهرست كه انتظام أحوال هيچ گروهى بىفرمانفرمائى نشود وهر چند آن فرمانفرما جائر باشد وجود أو بهترست از اين كه فرمانفرمائى نباشد ، زيرا كه هر گاه فرمانفرمائى نداشته باشند هر يك آنچه توانند از ظلم وجور بعمل آورند ، وهمچنين مردم خارج بطمع تاخت وتاراج وقتل وسبى ايشان افتند ، وظلم فرمانفرما هر چه باشد برابرى با آنها نكند ، وهر گاه امامي باشد كه از جانب حق تعالى منصوب شود وعادل ومعصوم باشد پس انتظام أحوال دنيوي ايشان بر وجه أبلغ بشود وهر گاه عارف بهمهء معارف دينيه واحكام شرعيه باشد وامر بمعروف ونهى از منكر كند أطاعت أو سبب انتظام أحوال أخروي ايشان نيز گردد پس بجهت اين حق تعالى فرض كرده بر خود نصب امامي بر أوصاف مذكوره در هر زمان كه اگر أطاعت أو كنند أحوال دنيوي وأخروي ايشان نيز منتظم گردد واگر نكنند آنچه بر حق تعالى باشد از لطف بعمل آمده باشد « 1 » وتقصير از ايشان باشد

--> ( 1 ) اشاره بدليل بسيار متين ومعروف است كه در علم كلام بتفصيل بيان شده وخلاصهء آن همانست كه خواجة نصير الدّين طوسي ( ره ) در تجريد العقائد آنرا باين عبارت تعبير كرده است : « وجوده لطف ، وتصرّفه لطف آخر ، وعدمه منّا يعنى وجود امام لطفى است از طرف خدا ، وتصرّف أو لطفى ديگر است از جانب أو ، ونبودن آن تصرف وبعمل نيامدن آن از ناحيهء ماست » . طالب تفصيل وشرح عبارت بشروح تجريد مراجعه كند ودر كتاب نقض يعنى بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض تأليف شيخ بزرگوار عبد الجليل رازي قزوينى ( ره ) وهمچنين در حواشي وتقليقات آن از نگارنده بياناتى ذكر شده است فان شئت فراجع .